|
عمران و معماری
|
||
" معماري هرگز به مفهوم واقعي كلمه ، مانا نيست و آنچه ماناست مفاهيم و ايده ها هستند و معماري بدون مفهوم زمان وجود ندارد ، چون تجربه اي همزاد و همراه زمان است."
با گذشت زمان و پيشرفت تكنولوژي ، اين مفاهيم را بهتر درك خواهيم كرد . چرا كه با ايجاد يك دنياي مجازي ديجيتال ، معمار براحتي ميتواند آنچه را كه در ذهن خلاق خود تداعي كرده است به عرصه ظهور برساند.
در طول تاريخ نيزهنرمندان خلاق ، در ذهن خود ايده هايي را ميپروراندند كه بسا در قسمتهايي به نقاط كور برخورد كرده و دچار خطا مي شدند. و نهايتاَ نيز بنا به دلايل گوناگون ، از جمله پيدا نكردن نقاط كور آن و يا بالا بودن هزينه هاي طرح و يا بدلايل ديگر ، طرحها را نيمه كاره رها ميكردند . از مشهورترين آنها لئونارد داوينچي را ميتوان نام برد كه بيشترين طرحهاي نيمه كاره را داشته است.
و در خاتمه اينكه ، با دانستن اين موارد ، به اهميت اين تكنولوژي جديد ، يعني دنياي مجازي ديجيتال و تاثير آن در كليه هنرها ، مخصوصاَ در معماري پي خواهيم برد.
و لازم به تاكيد نخواهد بود كه دوستان هنرمند و خلاق ، با به روز كردن خود به آخرين تحولات در تكنولوژي ، نحوه استفاده و كنترل آنرا بيآموزند.
و اما آينده كار ، براستي هر چه ساده تر خواهد شد. با خطوط و فرمهايي كمتر ، اما گويا تر ، با زحمت كمتر اما روشنتر ، تجسمي تر ، روانتر و ارگانيك تر خواهد شد. و كار به جايي خواهد رسيد كه علاوه بر جفت وجور و كاملتر شيوه ها و فرآيندهايي كه در خلق آنها به كار گرفته ميشوند ، چيزهاي بيشتري را خواهيم يافت كه از لحاظ روش يا فرايند كاملتر و زيباترند. و آنها را با تميزترين و قدرت مندترين اثر سر پنجه هاي خويش آرماني خواهيم كرد./
Civil Engineers give us Quality of Life
Civil engineering is the oldest branch of the profession of engineering after military engineering. Many of the important things in our lives that we take for granted are the product of civil engineering
ساروج يكي از مصالح قديمي مصرف شده در ايران و بعضي كشورهاي كنار خليج فارس ميباشد كه تاريخ شروع كاربرد دقيق آن را نمي توان حدث زد ولي نمونه هايي700 ساله از ساروج هماكنون در نقاط مختلف ايران يافت ميشوند. از كشورهاي ديگري كه ردپايي از ساروج در آن يافتيم و در دانشگاههاي آن نيز، به ساروج به عنوان يك ملات نگريسته ميشود، كشور عمان ميباشد كه در دانشگاه «سلطان قابوس» ، حتي مقالههايي نيز در اين زمينه ارائه گرديده است.
آخرين باري كه در ايران از ساروج استفاده شده حدود هشتاد سال قبل و در ابتداي دوره پهلوي بوده كه از اين تاريخ به بعد اين ملات كلا به فراموشي سپرده شده و از صحنه معماري ايران حذف گرديده است و فقط در كتب مصالح به آن اشاره شدهاست.

كاربردهاي ساروج :
- ساروج با توجه به خاصيت اصلي آن يعني نفوذپذيري بسيار اندك به عنوان روكش در سازههايي كه در تماس مستقيم با آب بودهاند مانند آبانبارها ، حوضها ، حمامها و … مورد استفاده قرار گرفته است.
- ساروج با توجه به نحوه اجراي آن از سطحي بسيار بسيار صاف و براق برخورداراست كه اين ظاهر ساروج ، باعث استفاده از آن در امر تزئينات ساختمان گرديده.
- نكته : هيچ استفاده سازهاي تاكنون از ساروج نشده است. مواد تشكيل دهنده ساروج : بدنه اصلي ساروج از تركيب آهك با سيليس فعال شكل ميگيرد. نكته مهم در اينجا فعال بودن سيليس ميباشد كه به سيليس آمورف يا بيشكل معروف است چرا كه ساختمان آن بلوري نميباشد. در گذشته براي تامين سيليس از خاكستري كه در محل با سوزاندن فضولات حيواني حاصل ميشد استفاده ميكردند كه امروزه ميتوان از جايگزينهايي مانند سيلكافوم (ميكروسيليس) استفاده كرد. يكي از معايب اصلي ساروج خاصيت كاهش حجم آن ميباشد كه با توجه به كاربرد ساروج در امر پوشش ، اين خاصيت باعث ترك خوردگي در سطح و در نتيجه ايجاد اختلال در نقش اصلي آن يعني نفوذناپذير كردن سطح ميشود. براي كاهش اثرات اين خاصيت مخرب، در گذشته از الياف طبيعي كه شامل الياف گياهي مانند لوئي كه از نوعي ني بدست ميآمده و همچنين الياف حيواني مانند پشم بز و شتر و يا گاهي موي سر انسان ، استفاده ميشده است. امروزه ميتوان از الياف مصنوعي مانند الياف پليمري ، فلزي و يا شيشهاي بجاي الياف مصنوعي استفاده كرد. در بعضي مواقع كه مواد اصلي تشكيل دهنده ساروج كمياب بوده و يا گاهي براي بدست آوردن ساروجهايي با خاصيتهاي مختلف از ماسه ريز دانه استفاده ميشده است ولي اين ماسه كارآيي ملات را پايين ميآورده كه براي جبران آن از خاك رس استفاده ميشده است. گاهي مواد افزودني خاصي مانند تخم مرغ به ساروج اضافه ميشده كه فقط بايد با آزمايش اثرات دقيق آن را تعيين نمود
مجسمه شهری
---------------
نويد سعيدي رضواني دكتر در شهرسازي
مجسمه شهري، حجمي سه بعدي و داراي فرم و بيان هنرمندانه است كه از جهات مختلف قابل نظاره است.جزيي از مبلمان شهري است كه خارج از فضاي بسته قرار گرفته است.
هر سال دهها مجسمه و اثر حجمي به وسيله شهرداريها در فضاهاي شهري و به ويژه ميدان هاي شهرهاي بزرگ و كوچك نصب ميشود. اين حركت در صورتي كه به خوبي هدايت شود ميتواند سهم مهمي در ارتقاء كيفيت اين فضاها داشته باشد به ويژه آن كه در سالهاي اخير چنين فعاليتهايي عموميت بيشتري يافته و اغلب شهرداريها برآنند كه مراكز ميدان هاي خود را مزين به پيكرهاي سازند، محصول اين فعاليتها خلق آثاري بوده است كه گاه ارزشمند، برخي اوقات معمولي و در مواردي نيز فاقد ارزشهاي زيبايي شناسانه و موجب تنزل فضاي ميدان بودهاند.
«هدف شهرسازي ايجاد محيطي آرام و سالم است كه آسايش و غناي زندگي در آن ممكن باشد، آسايش را ميتوان در تامين نيازهاي مردم تعريف كرد اما غناي زندگي هنگامي پديد ميآيد كه معنويت هنري در محيطهاي شهري مزاحم باشد.»

مجسمهها ميتوانند نقش بسزايي در غني ساختن زندگي شهري از طريق بيان و هنري داشته باشند اين امر به ويژه در ميدان ها و فلكههاي نقاط عطف شهر كه كانون توجه شهروندان هستند، از اهميت بيشتري برخوردار است.
عملكرد اصلي مجسمهها ايجاد حس مكان و هويت تعريف شده و القا روحيه خاص در فضا يا تقويت روحيه يك فضا است تعريف اين عنصر و متمايز ساختن از ساير عناصر مبلمان شهري و آثار حجمي چندان ساده نيست و هر تعريفي در اين زمينه نسبي است چرا كه مجسمهسازي يك رشته هنري است و هنر نيز تعاريف محدود و مشخص را برنميتابد و خلاقيت هنري مرزهاي هر تعريفي را در مينوردد اما براي آن كه مبنايي براي بحث وجود داشته باشد تعريف زير قابل ارايه است:

تعريف مجسمه شهري
مجسمه شهري، حجمي سه بعدي و داراي فرم و بيان هنرمندانه است كه از جهات مختلف قابل نظاره است (بنابراين متفاوت از نقش برجسته است كه معمولا حداقل از يك جهت غيرقابل ديدن است و به زمينهاي متصل شده) موضوع آن معمولا پيكره يك انسان، حيوان، گياه يا شي است و جزيي از مبلمان شهري است كه خارج از فضاي بسته قرار گرفته است.
كاركرد اصلي مجسمه تزئين، هويت بخشي يا انتقال پيامي به ناظران است و از مصالحي نظير سنگ، بتن، فلز، چوب، فايبرگلاس ساخته ميشود.
مهمترين وجه تمايز مجسمههاي شهري با مجسمههايي كه در فضاي بسته قرار گرفتهاند، آن است كه بينندگان مجسمههاي فضاي باز بيشتر، تواتر ديدار آنها فزونتر و تركيب ناظران آن متنوعتر است، بدين ترتيب افرادي كه حتي سواد خواندن و نوشتن ندارند بيننده اين حجمها هستند. مجسمهسازي شهري كار مشترك مجسمهسازان، طراحان منظر و مبلمان شهري، برنامهريزان و طراحان شهري است كه با حمايت و هدايت مديران شهري انجام ميپذيرد هر يك از اين عوامل در اين فرايند نقشي را بر عهده دارند. ساخت مجسمه به وسيله هنرمند مجسمهساز انجام ميشود و ساير متخصصان در انتخاب مقياس و مكان مناسب نقش دارند. هدف اين همكاري آن است كه ضمن رعايت ملاحظات عملكردي بيشترين لذت بصري براي ناظر به وجود آيد.
.
مجسمه تنها اثر حجمي زينتبخش ميادين نيست، آثار حجمي متنوعي در فضاهاي شهري استفاده ميشوند كه اگرچه گاهي تشابه نزديكي با مفهوم مجسمه دارند اما داراي هويت متمايز هستند. بهرهبرداري هوشمندانه از اين آثار حجمي نيز ميتواند در ارتقاي كيفيت فضايي شهر موثر باشد. انواع اصلي آثار حجمي را ميتوان به نحو زير طبقهبندي كرد: .
طاقهاي يادماني
طاقهاي يادماني معمولا براي گراميداشت وقايع بزرگ تاريخي ساخته شدهاند بيشترين آن را طاقهاي پيروزي كه يادمان پيروزيهاي نظامي بزرگ است و طاقهايي كه به ياد سربازان گمنام كشته شده در جنگها برپا ميشوند، تشكيل ميدهند. يك نمونه از اين طاقها را ميتوان در ميدان اتوال 4 پاريس مشاهده كرد. اين طاق براي يادآوري پيروزيهاي ناپلئون ساخته شده است.
.
ستونهاي يادماني
سرمنشا اين ستونها به شهرهاي يونان باستان باز ميگردد اين ستونها كه از طاقهاي يادماني قديميتر هستند، بيشتر براي گراميداشت يك شخص يا يك رويداد مهم تاريخي به كار برده شدهاند. در بسياري از موارد مجسمه يك فرد مهم بر فراز اين ستونهاي بلند نصب ميشد. اين تركيب نشاندهنده اهميت بسيار زياد آن فرد بود. نوع ديگري از ستونها كه به تنهايي و بدون مجسمه به كار برده ميشوند ستونهاي هرمي شكل هستند كه منشا مصري دارند و براي مصريان باستان نمادي مذهبي به شمار ميآمد. اين ستونها براي نشان دادن مركز به كار ميآمد و نمادي از هندسهگرايي، نظم و قدرت بود از جمله مواردي كه اين نوع متون مورد استفاده قرار گرفته، ميدان مهم بيضي شكل مقابل كليساي سنت پيتر در رم است كه در آغاز نيمه دوم قرن 17 ساخته شده است. اين ستونها براي بيان ثبات، پايداري و همبستگي نيز به كار ميآمد و گاهي نيز نمادي از آغاز عصري جديد بود.
.
ساعتهاي تزئيني
ساعتهاي تزئيني، زينتبخش بسياري از ميادين هستند و اشكال متنوعي دارند كه يكي از آنها برج ساعت است، اين ساعتها اثر قوي بر چشم، فكر و ذهن رهگذر دارد و اگر به دقت مكانيابي و با حساسيت جايگاه آن طراحي شود، نشانه قوي در شهر محسوب ميشود و تاثير بصري قوي خواهد گذاشت. اين نوع اثر حجمي فرم باستاني ندارد و در قرنهاي اخير به كار گرفته شده است.
.
از سوي ديگر موضوعات، مضامين و مفاهيمي كه دستمايه ساخت مجسمههاي شهري ميشوند به طور عمده در مقولات زير قابل طبقهبندي است:
1. مشاهير و شخصيتهاي تاريخي، فرهنگي، ادبي، هنري، سياسي، علمي و... نظير فردوسي، ابوريحان بيروني، ميرعماد
2. مبارزان، دلاوران و شهدا، نظير ميرزا كوچكخان جنگلي، امام قلي خان، رييسعلي دلواري، شهيد بابايي.
3. ورزشكاران نظير تختي.
4. روايتها و شخصيتهاي اسطورهاي نظير روايت مبارزه گرشاسب و اژدها
5. موجودات اسطورهاي نظير سيمرغ
6. مضامين مذهبي نظير توحيد، نماز، اذان، انتظار فرج و...
7. مضامين مذهبي، سياسي نظير شهادت، ولايت و...
8. يادمانهاي تاريخي، سياسي، ورزشي و عمراني نظير يادمان انقلاب در ميدان انقلاب تهران و يادمان صعود ايران به جام جهاني فوتبال در بندر گناوه، يادمانهاي جنگ و يادمانهاي گازرساني به شهرها.
9. مضامين عاطفي يا احساسي نظير مجسمه مادر
10. مضامين اقتصادي و معيشتي نظير مجسمههايي كه معرف شيوه معيشت و توليد در شهر يا منطقه هستند مانند مجسمه ماهيگير، چاي كار، چوپان و....
11. توليدات عمده شهر و منطقه نظير مجسمه پسته، گندم، گلاب و....
12. مضامين طبيعي و اقليمي نظير مجسمههايي كه معرف طبيعت يا حيوانات ويژه منطقه هستند مجسمه پرندگان يا حيوانات بومي.
13. مضامين سنتي و فرهنگي نظير مجسمههايي كه شيوههاي زندگي عادات فرهنگي، نحوه تغذيه، آشاميدنيهاي مورد علاقه و... را نشان ميدهد: مجسمه قوري چاي، فنجان و...
14. مضامين عملكردي نظير مجسمههايي كه معرف عملكرد مكان هستند نظير مجسمه كوهنورد در تهران كه معرف هويت ورزشي اين منطقه است.
15. پيامها و مفاهيم انتزاعي يا واقعي فرهنگي اجتماعي نظير تنهايي انسان، آزادي، تقابل مدرنيسم و سنت، رنج، فقر، بيخانماني، انحطاط، پرواز، شكوفايي، تلاش و...
4.

نقشها و كاركردهاي مجسمه
1.تقويت حس مكان: يكي از مهمترين كاركردهاي مجسمه ايجاد حس مكان تعريف شده، القا روحيه خاص در فضا يا تقويت روحيه يك فضاست. «مكانبخشي از فضاست كه به وسيله شخص يا چيزي اشغال شده است و داراي معنايي ارزشمند است» در صورت هماهنگي مجسمه با محيط و تقويت انسجام بصري محيط پيرامون، شهروندان احساس رضايت و آرامش بيشتري ميكنند و حس مكان تقويت ميشود.
2. تعريف و هويت بخشي به فضاهاي شهري: «هويت يعني محل يك محل معين حدي كه شخص ميتواند يك مكان را به عنوان مكان تمايزي از ساير مكانها شناخته و يا بازشناسي كند به طوري كه شخصيتي مشخص، بينظير و يا حداقل مخصوص به خود را دارا شود». مجسمههايي كه از طراحي خلاقانه و هنرمندانهاي برخوردارند ميتوانند هويتبخش باشند.
3. ارتقاي كيفيت و ايجاد سرزندگي فضاهاي شهري: فضاي خالي از هنر، جذابيت ندارد و فقدان جذابيت از كيفيت فضا ميكاهد و مانع ايجاد حس سرزندگي و نشاط در فضاي شهري است، مجسمه ميتواند اين هر دو را در صورت وجود ساير شرايط به فضا، ارزاني دهد.
4. ارتقاي آگاهيهاي عمومي و معرفي نمادها و ارزشهاي فرهنگي: مجسمهها و توضيحات متصل به آنها ميتوانند سطح دانش و آگاهيهاي عمومي شهروندان در خصوص حوادثهاي فرهنگي يا ساير زمينهها ارتقا بخشند به عنوان مثال ميتوانند مردم يك منطقه را با شخصيتها يا رويدادهاي تاريخي يك منطقه آشنا سازند يا نمادهاي فرهنگي آن منطقه را معرفي كنند.
5. معرفي عملكرد و روحيه ميدان يا محدوده پيرامون آن يا تداعي عملكرد تاريخي يا فرهنگي آن: بسياري از ميادين محل وقوع حوادث تاريخي منحصر به فرد هستند، مجسمهاي كه موضوع آن اين رويداد تاريخي باشد تا سالها بعد از آن ميتواند تداعيگر اين واقعه باشد، همچنين عملكرد فعلي ميدان ميتواند به وسيله مجسمه بيان شود، مثلا نصب مجسمه كوهنورد در ميداني كه مبدا عزيمت كوهنوردان به كوهستان است، بيانگر روحيه ورزشي حوزه پيراموني ميدان است.
6. تعريف مركز ثقل و نقطه تمركز ميدان: مجسمه به عنوان عنصري در مركز ميدان از هر دو طرف ديده و درك ميشود و مي تواند نمايانگر مركز ميدان باشد به همين دليل است كه حتي در ميادين خالي از خودرو نيز بسياري از طراحان، مجسمه را در مركز ثقل ميدان نصب ميكردند، تا حس مركزيت را تقويت و نوعي نظم بصري به وجود آورند.
7. ايجاد يك نشانه شهري: نشانه از عناصر اصلي سازنده سيماي شهر است از نظر كوين لينچ «نشانههاي عواملي در تشخيص قسمتهاي مختلف شهر هستند خصوصيات نشانه بايد چنان باشد كه بتوان آن را از ميان عوامل بسيار بازشناخت اگر نشانهها فرمي واضح داشته باشند، با زمينه خود متضاد و به اطراف خود غالب و مسلط باشند شناخت آنها به آساني ميسر است و احتمال بيشتري هست كه بر آنها معنايي متصور باشد، مجسمهها در بسياري موارد به ويژه اگر اندازه آنها بزرگ باشد ميتوانند به عنوان نشانه در سطح محله، منطقه يا حتي شهر مطرح شوند.»
8. ايجاد انگيزه براي بهسازي محيط توسط شهروندان: نصب مجسمهاي مطلوب در ميدان و بهسازي آن موجب ميشود كه ساكنان اطراف ميدان انگيزهاي براي كيفيت بخشي به محيط خود پيدا كنند و تلاش كنند كه محيطي متمايز به وجود آورند.
9. مكاننمايي: منظور از مكاننمايي اين است كه طراح، مجسمه و پيرامون آن را به نحوي طراحي كند كه تداعيكننده يك فضاي به خصوص مثلا ميدان جنگ، يك بيشه يا يك چراگاه باشد.
10. تناسب بخشي به نام ميدان: مجسمهها در مياديني كه از سابقه تاريخي خصي برخوردار نيستند و نامي قراردادي براي آنها تعيين شده است ميتوانند به نحوي طراحي شوند كه نام ميدان را در اذهان بينندگان تثبيت كنند مثلا نمادي از لاله در ميدان لاله چنين كاركردي دارد.
11. معرفي سبكها و سنتهاي هنري: مجسمهها هنر را به ميان مردم ميآورند از اين رو مي توانند مردم را با سبكهاي هنري قديمي يا جديد آشنا سازند و بر دانش هنري و سواد بصري آنها بيفزايند.
|
|